دل نامه

آنان که برای گیسوان پریشان دخترکان
شعرها سروده اند
گمان نمی کنم هرگز رقص چادرت در باد را
دیده باشند...

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۹۴، ۲۱:۱۴ - میم عین
    بله

دل نامه

ܓ✿ {قُلِـہ ای} کـہ چنـدیـטּ بـــآر فَتح شَوَל ✘ ✿بے شَک روزے تـَـفریحــ✜ـگاه مَردُم خواهَـל شُـל...! مُــوآظِـــب ◥לِلَــت ◣ بـــآش✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

۱۵۱ مطلب با موضوع «همین جوری» ثبت شده است


مشترک مورد نظر در حال حاضر در دسترس نیست!

اما به حرمت روزی که قدم در دنیای سنگ فرش قلبم میگذارد...

با خود عهد کرده ام

چشم هایم را به روی غیر او ببندم...

تا روزی که آمد

با افتخار بگویم:

تو اولین گناه پاک نگاهم بودی!

بی آنکه بدانم تو کیستی و کجایی

نه در دنیای واقعی و نه در دنیای خیال و نه در دنیای مجازی

عاشقانه هایم را در گوش غیر تو نمی خوانم

تا وقت آمدنت آوازم یگانه باشد

تنها برای تو

و حنجره ام خسته نباشد از تکرار عاشقانه ها

نمیدانم کیستی و کجایی

اما تمام زیبایی هایم را

به خاطر تو پنهان میکنم!

نمیخواهم وقت آمدنت شرمسار باشم

از اینکه با هزاران غیر تو مشترک شده باشم!

اشتراک واژه ی عمیقی است

و چه شیرین است

اگر با یکی باشی

تنها برای یکی...

 

*** تقدیم به همه ی دختران پاک دنیا***

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳ نظر

عکس کاملا مربوط!

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

برایت سیب میچینم

برایت میشوم در بند

به شرطی که

میان باغ پرنیرنگ این دنیا

ببندی چشمهایت را

به روی هر درختی که

به سویت میزند لبخند(:

هر مردی باس هر از چندگاهی به خانومش بگه...

مواظب خودت باش

یک تار موی تو شاهرگ من است...

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۰۸ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

در زندگی

دنبال کسانی حرکت کنید که هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک شوید

تجلی ایمان را بیشتر می بینید.

 

شهید دکتر بهشتی

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۹ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۳۰ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۹ نظر

خیلی ها تک پسرهایشان را فرستادند جبهه. خیلی ها همه پسرهایشان!

خیلی از آن تک پسرها که تنها رفته بودند برنگشتند. خیلی از آن برادرها هم که با هم رفته بودند برنگشتند. حالا جای خالی آن پسرها را قاب عکس هایشان در خانه ها پر کرده است و البته ایمانی که در دل پدر و مادرهایشان وجود دارد به اینکه شهدا زنده اند.

اما آن پدر و مادرها برای جبهه نفرستادن پاره های جگرشان به اندازه ی کافی بهانه داشتند. آن روزها اگر می خواستی، می توانستی برای جبهه نرفتن کلی بهانه پیدا کنی. مثلا می توانستی بگویی نمی شود با دشمنِ تا دندان مسلح جنگید. می توانستی بگویی کشور از نظر تسلیحات و فناوری های جنگی از دشمن ضعیف تر است و اگر برویم آسیب می بینیم! می توانستی بگویی ما چرا باید با گوشت و خون و جانمان کمبودهای تسلیحاتی کشور را جبران کنیم؟ می توانستی بگویی صبر می کنیم تا اوضاع اقتصادی کشور درست شود و وضع تسلیحاتی اش سامان بگیرد، آنوقت می رویم و می جنگیم.

والدین شهدا و خود شهدا می توانستند این را بگویند اما نگفتند. آن ها رفتند و با ایمانشان و با همتشان و با غیرتشان همه کمبودها را جبران کردند. آن ها منتظر نماندند تا همه چیز درست شود و بعد بروند جبهه و از کشورشان دفاع کنند. که اگر منتظر می ماندند، دیگر چیزی از کشور باقی نمی ماند تا درست بشود و بعد بروند از آن دفاع کنند. که اگر منتظر می ماندند و بر فرض محال همه چیز درست می شد و بعد می رفتند، دیگر شاهکار نکرده بودند.

حالا سی سال گذشته است و هنوز جنگ است. خاکریزهای خاکی شده است خاکریزهای شیشه ای ویترین مغازه ها. سی سال گذشته است و در این جنگ اقتصادی بهانه ها هنوز از همان جنس است. می گوییم کالای داخلی کیفیت ندارد. می گوییم کمی بیشتر پول می دهم اما کالای بهتری را با برند خارجی می خرم. می گوییم هر وقت کالاهای داخلی کیفیت شان خوب شد من هم کالای داخلی می خرم! اینها را می گوییم و فکر نمی کنیم که اگر کالای داخلی کیفیتش بهتر از کالای خارجی باشد که دیگر خریدش شاهکار نیست، بلکه بدیهی ترین کاری است که صاحب عقلی انجام می دهد، چه عاشق وطنش باشد چه نباشد! اینها را می گوییم و فکر نمی کنیم که اگر بخواهیم منتظر باکیفیت شدن همه کالاها بشویم شاید دیگر نه چیزی از تولید داخلی باقی مانده باشد و نه از اقتصاد ملی و در آخر نه چیزی از کشورمان!

فکر می کنیم کالاهای خارجی در برخی صنایع مثل وسایل الکترونیک خیلی بهتر از کالای داخلی است اما موقع خرید، مسواک و خمیر دندان و پودر لباس شویی مان را هم خارجی می خریم! اینکار را انجام می دهیم و اصلا حواسمان نیست که اینطور خارجی خریدنِ همه چیز ثابت می کند که علاقه مان به کالای خارجی بیش تر از آنکه بخاطر کیفیتش باشد به خاطر یک مشکل فرهنگی است، بخاطر یک کمبود هویتی است...! و خلاصه کالای داخلی را با بهانه های مختلف رها کرده ایم و کالای خارجی می خریم و اصلا حواسمان نیست که نائب امام زمان(عج) سالهاست دارد از ما چه چیزی را می خواهد. اما شهدا حواسشان بود که نائب امام زمانشان چه چیزی می خواهد و به همین خاطر هم بدون توجه به بهانه ها رفتند جبهه؛ تک پسرها رفتند، همه پسرها با هم رفتند.

 

منبع: نشریه "حیات طیبه" شماره 190

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

ما چون حسین وارد شدیم و چون حسین باید به شهادت برسیم...

میون تموم عکس های این دنیایی که همه یه جورایی درگیر هستیم و باهاشون می خندیم گاهی گریه می کنیم عکس های سیاه و سفید تو عجیب با دلمون بازی میکنه.

چشم هایی که خداوند آن ها را با قابشان برداشت چشم های مهربانی که ما را می بینه و حیا و غیرت رو به ما می آموزه چشم هایی که دنیا رو دید و چه زیبا دل برید...

چه مردانه از این چشم ها اشک انقطاع ریختی و از دنیا و وابستگی هایش قطع امید کردی چراکه به این جمله اعتماد داشتی که ولی نعمت ما خداست...

درست است کسی که در حرم حسین علیه السلام نفس گیرد و زنده شود در مرگ هم به اربابمان اقتدا خواهد کرد و همانند او شربت شهادت را خواهد نوشید.

جای بوسه ی رزمندگان بر روی دوش فرماندهی مهربان همچون توست که هر نفسش امیدواری است برای آنان در شب های عملیات...شب های وصال.

ولایت پذیر بودنت که قلبت را جایگاه او قرار دادی...

حال فرمانده دلمان باش و دلمان را در مسیر حق راهنمایی کن.

در این زمانه که کم کم نور حق کم سوتر می شود تو همچون چراغ ما را نجات بده.

حالا که این وظیفه بر دوش ماست کمکمان کن از راه منحرف نشویم رهبرمان را تنها نگذاریم و شرمنده ی شهدا نشویم...

وصیت شهدا را روی دیده می گذاریم و با حسین زمانه می مانیم.

 

 

آسمانی شدنت مبارک...

 

*(دلنوشته ی یکی از دوستان با اندکی اصلاح و تغییر)

 

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۱۷ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۷ نظر

گناه امروز 65/4/3

۱. سجده نماز ظهر طولانی نبود!

۲. زیاد خندیدم!

۳. هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که خودم خوشم آمد!

اینها گناهان یک روز شهید 16ساله که او  در دفترچه اش نوشته بود.. 

 

 

راستی گناهان امروز من چی بود؟!

 

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۸ دی ۹۳ ، ۱۸:۳۶ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۶ نظر

" به خاطر بسپار "

زندگی بدون چالش؛ مزرعه بدون حاصل است.

تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.

زندگی ما با " تولد" شروع نمی شود؛ با "تحول" آغاز میشود.

لازم نیست "بزرگ " باشی تا "شروع کنی"

شروع کن تا بزرگ شوی ...

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۵ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ نظر

زندگی ذره کاهیست، که کوهش کردیم

زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم

زندگی نیست به جز نم نم باران بهار

زندگی نیست به جز دیدن یار

زندگی نیست به جز عشق، به جز حرف محبت به کسی

ورنه هر خار و خسی، زندگی کرده بسی

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه ی یک عمر بیابان دارد

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟!

 

سهراب سپهری

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۰ دی ۹۳ ، ۱۴:۴۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۸ نظر

دلت که گرفته باشد!

فرقی نمی کند...

کودک باشی یا بزرگ!

پیر باشی یا جوان!

ثروتمند باشی یا فقیر!

در همه اینها یک چیز مشترک است:

دلی که گرفته است و هیچکس درک نمی کند.

دوای دردهایم:

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۰۶ آذر ۹۳ ، ۱۴:۰۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر