دل نامه

آنان که برای گیسوان پریشان دخترکان
شعرها سروده اند
گمان نمی کنم هرگز رقص چادرت در باد را
دیده باشند...

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۹۴، ۲۱:۱۴ - میم عین
    بله

دل نامه

ܓ✿ {قُلِـہ ای} کـہ چنـدیـטּ بـــآر فَتح شَوَל ✘ ✿بے شَک روزے تـَـفریحــ✜ـگاه مَردُم خواهَـל شُـל...! مُــوآظِـــب ◥לِلَــت ◣ بـــآش✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است


خیلی ها تک پسرهایشان را فرستادند جبهه. خیلی ها همه پسرهایشان!

خیلی از آن تک پسرها که تنها رفته بودند برنگشتند. خیلی از آن برادرها هم که با هم رفته بودند برنگشتند. حالا جای خالی آن پسرها را قاب عکس هایشان در خانه ها پر کرده است و البته ایمانی که در دل پدر و مادرهایشان وجود دارد به اینکه شهدا زنده اند.

اما آن پدر و مادرها برای جبهه نفرستادن پاره های جگرشان به اندازه ی کافی بهانه داشتند. آن روزها اگر می خواستی، می توانستی برای جبهه نرفتن کلی بهانه پیدا کنی. مثلا می توانستی بگویی نمی شود با دشمنِ تا دندان مسلح جنگید. می توانستی بگویی کشور از نظر تسلیحات و فناوری های جنگی از دشمن ضعیف تر است و اگر برویم آسیب می بینیم! می توانستی بگویی ما چرا باید با گوشت و خون و جانمان کمبودهای تسلیحاتی کشور را جبران کنیم؟ می توانستی بگویی صبر می کنیم تا اوضاع اقتصادی کشور درست شود و وضع تسلیحاتی اش سامان بگیرد، آنوقت می رویم و می جنگیم.

والدین شهدا و خود شهدا می توانستند این را بگویند اما نگفتند. آن ها رفتند و با ایمانشان و با همتشان و با غیرتشان همه کمبودها را جبران کردند. آن ها منتظر نماندند تا همه چیز درست شود و بعد بروند جبهه و از کشورشان دفاع کنند. که اگر منتظر می ماندند، دیگر چیزی از کشور باقی نمی ماند تا درست بشود و بعد بروند از آن دفاع کنند. که اگر منتظر می ماندند و بر فرض محال همه چیز درست می شد و بعد می رفتند، دیگر شاهکار نکرده بودند.

حالا سی سال گذشته است و هنوز جنگ است. خاکریزهای خاکی شده است خاکریزهای شیشه ای ویترین مغازه ها. سی سال گذشته است و در این جنگ اقتصادی بهانه ها هنوز از همان جنس است. می گوییم کالای داخلی کیفیت ندارد. می گوییم کمی بیشتر پول می دهم اما کالای بهتری را با برند خارجی می خرم. می گوییم هر وقت کالاهای داخلی کیفیت شان خوب شد من هم کالای داخلی می خرم! اینها را می گوییم و فکر نمی کنیم که اگر کالای داخلی کیفیتش بهتر از کالای خارجی باشد که دیگر خریدش شاهکار نیست، بلکه بدیهی ترین کاری است که صاحب عقلی انجام می دهد، چه عاشق وطنش باشد چه نباشد! اینها را می گوییم و فکر نمی کنیم که اگر بخواهیم منتظر باکیفیت شدن همه کالاها بشویم شاید دیگر نه چیزی از تولید داخلی باقی مانده باشد و نه از اقتصاد ملی و در آخر نه چیزی از کشورمان!

فکر می کنیم کالاهای خارجی در برخی صنایع مثل وسایل الکترونیک خیلی بهتر از کالای داخلی است اما موقع خرید، مسواک و خمیر دندان و پودر لباس شویی مان را هم خارجی می خریم! اینکار را انجام می دهیم و اصلا حواسمان نیست که اینطور خارجی خریدنِ همه چیز ثابت می کند که علاقه مان به کالای خارجی بیش تر از آنکه بخاطر کیفیتش باشد به خاطر یک مشکل فرهنگی است، بخاطر یک کمبود هویتی است...! و خلاصه کالای داخلی را با بهانه های مختلف رها کرده ایم و کالای خارجی می خریم و اصلا حواسمان نیست که نائب امام زمان(عج) سالهاست دارد از ما چه چیزی را می خواهد. اما شهدا حواسشان بود که نائب امام زمانشان چه چیزی می خواهد و به همین خاطر هم بدون توجه به بهانه ها رفتند جبهه؛ تک پسرها رفتند، همه پسرها با هم رفتند.

 

منبع: نشریه "حیات طیبه" شماره 190

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

ما چون حسین وارد شدیم و چون حسین باید به شهادت برسیم...

میون تموم عکس های این دنیایی که همه یه جورایی درگیر هستیم و باهاشون می خندیم گاهی گریه می کنیم عکس های سیاه و سفید تو عجیب با دلمون بازی میکنه.

چشم هایی که خداوند آن ها را با قابشان برداشت چشم های مهربانی که ما را می بینه و حیا و غیرت رو به ما می آموزه چشم هایی که دنیا رو دید و چه زیبا دل برید...

چه مردانه از این چشم ها اشک انقطاع ریختی و از دنیا و وابستگی هایش قطع امید کردی چراکه به این جمله اعتماد داشتی که ولی نعمت ما خداست...

درست است کسی که در حرم حسین علیه السلام نفس گیرد و زنده شود در مرگ هم به اربابمان اقتدا خواهد کرد و همانند او شربت شهادت را خواهد نوشید.

جای بوسه ی رزمندگان بر روی دوش فرماندهی مهربان همچون توست که هر نفسش امیدواری است برای آنان در شب های عملیات...شب های وصال.

ولایت پذیر بودنت که قلبت را جایگاه او قرار دادی...

حال فرمانده دلمان باش و دلمان را در مسیر حق راهنمایی کن.

در این زمانه که کم کم نور حق کم سوتر می شود تو همچون چراغ ما را نجات بده.

حالا که این وظیفه بر دوش ماست کمکمان کن از راه منحرف نشویم رهبرمان را تنها نگذاریم و شرمنده ی شهدا نشویم...

وصیت شهدا را روی دیده می گذاریم و با حسین زمانه می مانیم.

 

 

آسمانی شدنت مبارک...

 

*(دلنوشته ی یکی از دوستان با اندکی اصلاح و تغییر)

 

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۱۷ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۷ نظر

من یادگرفتم
وقتی بغض میکنم
وقتی اشک میریزم
منتظر هیچ دستی نباشم
وقتی از دردزخم هایم به خودم می پیچم
مرهمی باشم بر جراحتم
من یادگرفتم که همه رهگذرند همه

کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
۰۱ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۲ ۱۲ نظر