دل نامه

ܓ✿ {قُلِـہ ای} کـہ چنـدیـטּ بـــآر فَتح شَوَל ✘ ✿بے شَک روزے تـَـفریحــ✜ـگاه مَردُم خواهَـל شُـל...! مُــوآظِـــب ◥לِلَــت ◣ بـــآش✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۲ ب.ظ

مصاحبه ی زولبیا با بامیه!

 

زولبیا: سلام بامیه!
بامیه: چه سلامی، چه علیکی؟! چه کشکی، چه پشمی؟!
زولبیا: تو مگه با چه روغنی درست شدی، که همین اول بسم اللهی، آب روغن قاطی کردی؟!
بامیه: وقتی منو با روغن مونده درست می کنن و کلی هم افزودنی های ارواح عمه شون به من می زنن، توقع داری چه جوری با تو صحبت کنم؟!
زولبیا: تو امسال کیلویی چندی؟!
بامیه: اتحادیه صنف شیرینی پزها یک قیمت روی من گذاشته، تنظیم بازار یک قیمت، شیرینی فروش میادین عرضه اقلام مصرفی مردم یک قیمت و مغازه دار هم یک قیمت!حالا کدوم قیمت را برات بگم؟! الان روسپی های روسیه هم قیمت شون تو سراسر مسکو یکی است، اما من و تو چی؟! اون از نحوه درست کردن مون، این هم از نحوه قیمت گذاری مون!
زولبیا: یارو که داشت منو درست می کرد، لای ناخنش یک من چرک بود!
بامیه: زنگ می زدی تعزیرات، خب!
زولبیا: مگر من آدمم که تلفن داشته باشم؟! من صحبت کردن بلدم؟!
بامیه: ولی الان داری ماشاء الله هزار چیزالوازلین، مثل بلبل حرف می زنی که!
زولبیا: ایش!
بامیه: اینکه مردم بعد از خوردن ما به توصیه پزشکان باید دهنشون را مسواک بزنن به نظر تو توهین به ما نیست؟!
زولبیا: حالا خیلی هم مسواک می زنن؟! فوق فوقش خیلی حال داشته باشن همون درازکش، نخ دندان! البته خدا برکت بده به همین آدامس های اکالیپتوس!! می دونی بامیه جان! ما داریم چوب همین شیرینی بیش از حدمون را می خوریم و الا ما هم بلد بودیم مثل گوش فیل، برای ذائقه مشتری کلاس بگذاریم!!
بامیه: اتفاقا دل من هم خون است! صبحی با یک گوش فیل، سر افزودنی های غیر مجاز دعوامون شد که یه نون خامه ای خودش را قاطی ماجرا کرد من هم تیزی کشیدم و کشتمش!
زولبیا: گوش فیل را کشتی؟!
بامیه: نه بابا! نون خامه ای رو!! اتفاقا قوی ترین نون خامه ای شیرینی فروشی بود! فردا دادگاه دارم؛ به ریاست نان کرمان شاهی!!
زولبیا: من که مونده ام چی بگم؟! هم از دست بی سر و سامانی قیمت ها و هم از دست همه چی. پزشکان مدام به مردم توصیه می کنن که من و تو رو نخورن؛ خرما بخورن! اینها می خوان من و تو را بایکوت کنن، اما محبوبیت به قول امیر قلعه نوعی دست خداست!
زولبیا: لامروت ها میگن ما سرطان زا هستیم! یعنی گیرشون بیشتر به روغنی است که ما رو به وسیله اون درست می کنن!
بامیه: ای عوام! اینها به روغن ما گیر میدن که خودمون رو بکوبن!!
زولبیا: حکایت جریان انحرافی و قوه مجریه؟!
بامیه: چرا بحث رو سیاسی می کنی؟! من اصلا سیاسی نیستم. این پزشکان کلا با هر چیزی که خوش مزه است، مشکل دارن. مگه “رانی” نبود؟! تا مردم از “رانی” استقبال کردن فوری گفتن که “رانی” سرطان زاست!
زولبیا: کم مونده ما رو عامل مرگ و میر معرفی کنن! دیروز همین “ریزگرد آواره” می گفت که تو وبامیه، جریان انحرافی ماه رمضان هستین!!
بامیه: اما جریان انحرافی و سران فتنه و سران قوا و مردم همیشه در صحنه و خواص بی بصیرت و جامعه پزشکی، همه شون ما رو مثل چی می خورن، بعد میگن سرطان زا هم هستیم! یعنی همچین که سیر میشن، بنا می کنند پشت ما حرف زدن! هنوز اسید معده روی ما ترشح نکرده، پشت آدم صفحه میذارن! میخوام ببینم با ترشی جات هم همین برخورد میشه؟!
زولبیا: بعد از طرح هدفمندی، خدا رو شکر زیاد قیمت ما بالا نرفت!
بامیه: فکر کنم میخوای وام بگیری ناقلا!!
زولبیا: از اینکه “ریزگرد آواره” این فرصت را در اختیار من و تو قرار داد،بیا تشکر کنیم!
بامیه: اما صحبت ما تازه گل انداخته!
زولبیا: در آخر اگر حرف ناگفته ای داری، بگو!
بامیه: همیشه دوس داشتم عمل جراحی کنم؛ بشم زولبیا!
زولبیا: اینکه در بعضی شیرینی فروشی ها، زولبیا و بامیه را کنار هم میذارن، از نظر شرعی مشکلی نداره؟!

***

ریزگرد آواره: خب دیگه! دارین پاتون رو از گلیم تون درازتر می کنین؛ الان که جفت تون رو خوردم، می فهمین که مشکل شرعی دارد یا نه؟!

 

منبع



نوشته شده توسط کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
دل نامه

آنان که برای گیسوان پریشان دخترکان
شعرها سروده اند
گمان نمی کنم هرگز رقص چادرت در باد را
دیده باشند...

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۹۴، ۲۱:۱۴ - میم عین
    بله
  • ۱۳ بهمن ۹۴، ۲۲:۴۸ - یاضامن آهو ➳Aℓιяezα❤ ..
    احسنت   +++

دل نامه

ܓ✿ {قُلِـہ ای} کـہ چنـدیـטּ بـــآر فَتح شَوَל ✘ ✿بے شَک روزے تـَـفریحــ✜ـگاه مَردُم خواهَـל شُـל...! مُــوآظِـــب ◥לِلَــت ◣ بـــآش✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

مصاحبه ی زولبیا با بامیه!

دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۲ ب.ظ

 

زولبیا: سلام بامیه!
بامیه: چه سلامی، چه علیکی؟! چه کشکی، چه پشمی؟!
زولبیا: تو مگه با چه روغنی درست شدی، که همین اول بسم اللهی، آب روغن قاطی کردی؟!
بامیه: وقتی منو با روغن مونده درست می کنن و کلی هم افزودنی های ارواح عمه شون به من می زنن، توقع داری چه جوری با تو صحبت کنم؟!
زولبیا: تو امسال کیلویی چندی؟!
بامیه: اتحادیه صنف شیرینی پزها یک قیمت روی من گذاشته، تنظیم بازار یک قیمت، شیرینی فروش میادین عرضه اقلام مصرفی مردم یک قیمت و مغازه دار هم یک قیمت!حالا کدوم قیمت را برات بگم؟! الان روسپی های روسیه هم قیمت شون تو سراسر مسکو یکی است، اما من و تو چی؟! اون از نحوه درست کردن مون، این هم از نحوه قیمت گذاری مون!
زولبیا: یارو که داشت منو درست می کرد، لای ناخنش یک من چرک بود!
بامیه: زنگ می زدی تعزیرات، خب!
زولبیا: مگر من آدمم که تلفن داشته باشم؟! من صحبت کردن بلدم؟!
بامیه: ولی الان داری ماشاء الله هزار چیزالوازلین، مثل بلبل حرف می زنی که!
زولبیا: ایش!
بامیه: اینکه مردم بعد از خوردن ما به توصیه پزشکان باید دهنشون را مسواک بزنن به نظر تو توهین به ما نیست؟!
زولبیا: حالا خیلی هم مسواک می زنن؟! فوق فوقش خیلی حال داشته باشن همون درازکش، نخ دندان! البته خدا برکت بده به همین آدامس های اکالیپتوس!! می دونی بامیه جان! ما داریم چوب همین شیرینی بیش از حدمون را می خوریم و الا ما هم بلد بودیم مثل گوش فیل، برای ذائقه مشتری کلاس بگذاریم!!
بامیه: اتفاقا دل من هم خون است! صبحی با یک گوش فیل، سر افزودنی های غیر مجاز دعوامون شد که یه نون خامه ای خودش را قاطی ماجرا کرد من هم تیزی کشیدم و کشتمش!
زولبیا: گوش فیل را کشتی؟!
بامیه: نه بابا! نون خامه ای رو!! اتفاقا قوی ترین نون خامه ای شیرینی فروشی بود! فردا دادگاه دارم؛ به ریاست نان کرمان شاهی!!
زولبیا: من که مونده ام چی بگم؟! هم از دست بی سر و سامانی قیمت ها و هم از دست همه چی. پزشکان مدام به مردم توصیه می کنن که من و تو رو نخورن؛ خرما بخورن! اینها می خوان من و تو را بایکوت کنن، اما محبوبیت به قول امیر قلعه نوعی دست خداست!
زولبیا: لامروت ها میگن ما سرطان زا هستیم! یعنی گیرشون بیشتر به روغنی است که ما رو به وسیله اون درست می کنن!
بامیه: ای عوام! اینها به روغن ما گیر میدن که خودمون رو بکوبن!!
زولبیا: حکایت جریان انحرافی و قوه مجریه؟!
بامیه: چرا بحث رو سیاسی می کنی؟! من اصلا سیاسی نیستم. این پزشکان کلا با هر چیزی که خوش مزه است، مشکل دارن. مگه “رانی” نبود؟! تا مردم از “رانی” استقبال کردن فوری گفتن که “رانی” سرطان زاست!
زولبیا: کم مونده ما رو عامل مرگ و میر معرفی کنن! دیروز همین “ریزگرد آواره” می گفت که تو وبامیه، جریان انحرافی ماه رمضان هستین!!
بامیه: اما جریان انحرافی و سران فتنه و سران قوا و مردم همیشه در صحنه و خواص بی بصیرت و جامعه پزشکی، همه شون ما رو مثل چی می خورن، بعد میگن سرطان زا هم هستیم! یعنی همچین که سیر میشن، بنا می کنند پشت ما حرف زدن! هنوز اسید معده روی ما ترشح نکرده، پشت آدم صفحه میذارن! میخوام ببینم با ترشی جات هم همین برخورد میشه؟!
زولبیا: بعد از طرح هدفمندی، خدا رو شکر زیاد قیمت ما بالا نرفت!
بامیه: فکر کنم میخوای وام بگیری ناقلا!!
زولبیا: از اینکه “ریزگرد آواره” این فرصت را در اختیار من و تو قرار داد،بیا تشکر کنیم!
بامیه: اما صحبت ما تازه گل انداخته!
زولبیا: در آخر اگر حرف ناگفته ای داری، بگو!
بامیه: همیشه دوس داشتم عمل جراحی کنم؛ بشم زولبیا!
زولبیا: اینکه در بعضی شیرینی فروشی ها، زولبیا و بامیه را کنار هم میذارن، از نظر شرعی مشکلی نداره؟!

***

ریزگرد آواره: خب دیگه! دارین پاتون رو از گلیم تون درازتر می کنین؛ الان که جفت تون رو خوردم، می فهمین که مشکل شرعی دارد یا نه؟!

 

منبع

۹۳/۰۴/۰۹ موافقین ۴ مخالفین ۰
کـــ ـوثــر ◘مـــآهــ ◘

نظرات (۴)

۰۹ تیر ۹۳ ، ۱۶:۰۵ سراجا منیرا
سلام
جزوه مفید برای دانلود با حجم 1.5 مگابایت

دانلود کتابچه | جریان شناسی فرهنگی | بایدها و نبایدها


در صورت امکان، لطفاً باز نشر نمایید
 سلام...طاعات و عبادات قبول

If the value of time, the heart establish not; and a work do not
Great the shame that, from this produce of times,-- we take

  خجالت...
http://zareh.blog.ir/post/466

همون اول باید خورده میشدن تا حرف اضافی نزنن |:
پاسخ:
آره راس میگین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">